شعرای خودم
دوست ندارم شعرامو کسی بخونه ولی به اصرار چند نفر از دوستان و تشویق یکی از معلم های خوبم شما این افتخار رو پیدا کردین که فقط چند بیتشونو بخونید.
(شعرام خیلی گنگه معمولا معنیش اون چیزی نیست که شما فکر میکنید)
بیشتر شبیه یه مناجاته
الهی هر چه غم او ست / بستان و بگذار بر خرمن دوست
الهی غم او نبیند این جهان / که دگرگون شود این دل و جان
الهی گفتمت چه کنم از دوری یار / گفتی صبر کن و لحظه ها را بشمار
الهی گفتی دهمت عشق او / صبر ایوب و عمر نوح
الهی ندیدم درت شکست دلی / ولی شکستی دل ما را به شکست دلی
الهی گویند در کار خدا چرا نیارید / چرا در کار خدا چرا نیاریم؟
ادامه دارد
دیگه نمیتونم تایپ کنم چون موهام سیخ و چشام خیس شدن.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر ۱۳۸۸ ساعت 20:51 توسط علیرضا
|
سلام